بررسی سریال مد من ، قسمت بیست و یکم | نویسنده علیجاه شهربانویی مشاور و مدرس تبلیغات و بازاریابی

سریال مد من قسمت بیست و یکم، اخراج محترمانه | علیجاه شهربانویی


مد من ، قسمت بیست و یکم ،اخراج محترمانه |در این شماره به نقد و تحلیل قسمت نهم از فصل دوم سریال مد من با عنوان Six Month Leave می پردازم که برای اولین بار در تاریخ بیست و هشتم سپتامبر 2008 پخش شد. این قسمت با حادثه خودکشی مرلین مونرو (Marilyn Monroe)بازیگر مشهور ایالات متحده آغاز میشود که خبر خودکشی اش که به واسطه مشکلات روحی شدید روی داده، در تاریخ هفدهم آگوست سال 1962 به تیتر اول روزنامه های آمریکا تبدیل می شود. این مساله اما چه تاثیری در شرکت تبلیغاتی استرلینگ-کوپر دارد…
علیجاه شهربانویی مدیر عامل آژانس تبلیغاتی سان
عضو هیات علمی و مدرس دپارتمان تبلیغات مدرسه کسب و کار بن ژیوار

پگی اولسون کپی رایتر شرکت به دان دریپر می گوید چه خوب که از او در تبلیغات مشتریمان استفاده نکردیم وگرنه این مساله، یک شکست برای ما و مشتریمان بود. شاید این دیدگاه در ابتدا بسیار بی رحمانه بنظر بیاید اما استفاده از شخصیت ها و چهره های مهم ( به اصطلاح سلبرتی ها ) سالهاست که در تبلیغات به عنوان یک ابزار نیرومند مورد استفاده قرار می گیرد. با وجود اینکه این شیوه تبلیغات، در رسانه های رسمی کشورمان به جز در مواردی خاص،ممنوع است ولی بد نیست نگاهی گذرا به این رویکرد بیندازیم. استفاده از شخصیت های مهم و حمایت آنها از محصولی خاص در تبلیغ، طرفداران شخصیت های محبوب  را تشویق به خرید آن کالا یا استفاده از آن خدمت خاص میکند.
اما این تمام ماجرا نیست. در حقیقت تکیه کردن یک برند به یک شخصیت می تواند همزمان فرصت ها و تهدیداتی را برای نام تجاری به ارمغان بیاورد. اگرر یک سلبرتی درگیر مسائل منفی بشود، حتما برندی که او تبلیغاتش را بر عهده دارد نیز دچار تبعات منفی می شود. مثلا ورزشکاری را درنظر بگیرید که اخبار منفی از اوو فضای خبری را پر کرده است. و در عین حال او سفیر یک برند اخلاقی است. در چنین فضایی تبلیغاتچی ها باید تصمیم بگیرند که او را از تبلیغات آن نام تجاری خاص حذف کنند و یا به خاطر شهرتش همچنان از او در تبلیغات استفاده کنند. به خاطر همین دغدغه ها، قراردادهای اینچنین در کشورهای توسعه یافته، پیچیدگی های خاصی دارد و بندهای زیادی از مفاد آن به حاشیه های سلبرتی ها اختصاص می یابد. حتی شرکت های بیمه نیز در این زمینه، برندهایی را که دچار لطماتی به سبب سو رفتار سلبرتی ها می شوند را تحت پوشش خدمات خود قرار می دهند. شاید یکی از دلایل مهمی که شرکت های تبلیغاتی به دنبال ایجاد یک کاراکترر گرافیکی و خیالی برای مشتریهایشان هستند جلوگیری از چنین حاشیه هایی است. یک کاراکتر خیالی طراحی شده به دست گرافیست ها نمی میرد، خودکشی نمیی کند، معتاد نمی شود و دست به بزهکاری نمی زند.
از این مساله که بگذریم فردی رامسن (Freddy Rumsen) کپی رایتر کهنه کار و خوش ذوق استرلینگ-کوپر دچار حاشیه می شود و درست قبل از جلسه دفاع برندد “سامسونت” نمی تواند همکارانش را همراهی کند. پیتر کمپل از پگی اولسن که دستیار فردی است، می خواهد که جلسه را اداره کند. هرچند جلسه با این شرکت به خیر و خوشی تمام می شود اما به خاطر رفتار ناراحت کننده فردی، پیتر کمپل و هرمان فیلیپس از راجر استرلینگ – یکی از سهام داران اصلی شرکت- می خواهند که او را اخراج کند. هرچند دان دریپر مدیر خلاقیت شرکت استرلینگ-کوپر با اخراج فِرِدی مخالف است اما نهایتا تصمیم بر این می شود که او دیگر با استرلینگ-کوپر همکاری نکند.

نقد و بررسی و تحلیل سریال مد من نویسنده علیجاه شهربانویی مشاور و مدرس تبلیغات و بازاریابی

در این قسمت از سریال فردی رامسن اگرچه از شرکت اخراج شده اما در ضیافت شامی از او تجلیل می شود.

اینکه اخراج فردی رامسن درست است یا خیر، مساله ای است که به مقتضایت شرکت استرلینگ-کوپر برمی گردد اما شاید شیوه ی اخراجش به خاطر سالها خدمت جالب توجه است. اول اینکه مدیران ارشد شرکت او را مستقیما اخراج نکرده و به او پیشنهاد 6 ماه مرخصی با حقوق و اجازه بازگشت مجدد به شرکت می دهند. هرچند راجر استرلینگ بر این باور است که او نمی تواند این همه مدت بیکار بماند و به شرکت دیگری می پیوندد. دوم اینکه پس از قطعی شدن اخراجش از شرکت، راجر استرلینگ و دان دریپر او را به یک ضیافت شام دعوت کرده و به خاطر سالها خدمتش از او تقدیر می کنند. با دیدن این قسمت از سریال مد من که شاید یکی از جذاب ترین قسمت های این فصل نیز باشد ما تبلیغاتچی ها باید به این سوالات پاسخ دهیم:
– بخاطر چه مسائلی تصمیم به اخراج یکی از کارکنان شرکت می گیریم؟
– زمانی که درباره اخراج آنها مصمم شدیم، با چه شیوه ای این کار را انجام می دهیم؟ برخورد تند و قهرآمیز یا با شیوه ای شبیه به خداحافظیی آقای رامسن؟

مد من قسمت بیست و یکم، اخراج محترمانه

این نوشته بخشی از سلسله مطالبی است که  در ستون من با عنوان “تبلیغاچی های دیوانه” ، که یکشنبه ها در روزنامه فرصت امروز به چاپ می رسد. جا دارد اینجا از سرکار خانم ” نگار مرادی ” که من را در نوشتن این سلسله مطالب یاری می دهند، کمال تشکر و امتنان را داشته باشم. همچنین از سرکار خانم “عربی” سردبیر محترم روزنامه “فرصت امروز” سپاسگزارم که این فرصت را به من دادند تا دیدگاه های اینجانب در این روزنامه منعکس شود. (لینک مطلب)